نه...خالى نيست، خيلى چيزا هست...مثل سيب!!
خوابم نمياد سهراب، بيا با هم حرف بزنيم.
مىبينى كُپ كردم، مىدونى چى تو فكرمه؟
خودم، كودكىم، و كودك درونم، سهراب احساس مىكنم
هيچكدومشون رو ندارم.
سهراب. كودكى من مثل تو نبود، نوجوانىم مثل تو نبود سهراب.
دلم فقط براى فضاى مدرسه تنگ شده، كلاس اول تا چهارم،
تنها فضاى كودكانهى كودكيم؛ ديگه هيچجا، دلم نمىخواد برگردم.
يه دشت داشتيم؛ خيلى بهش فكر مىكنم
اما دوست ندارم الان برم اونجا هم، با اينكه دلم خيلى مىخوادش!
اگه تو هم باهام بودى دوست داشتم برم. خوابشو ديدم؛ يادم مياد... نه نه، نه.
تو يادت مياد اولين شعرى كه ازت خوندم چى بود
و كى و كجا اسمتو شنيدم؟؟؟ منم يادم نمياد.
مىدونى سهراب، دل خوشىم نسبت به نوشتن هم كامل نيست!
احساس مىكنم نوشتن هم داره بوى انسانهاى اين دوره رو به خودش مىگيره...
شايدم اينجورى نباشه اما چند وقته اين رو حســ كردم.
يه اميد مىخوام سهراب، يه اميدِ زمينى يا اينكه خودم آسمانــــى بشم.
اما من چسب زمينم؛ زمين كودكى و نوجوانىم...
رهايى از اينا خيلى سخته، خيلى سخته سهراب برام.
دركش واست خيلى سخته، نه؟!
از تو دوره، نه؟
كمى در موردم فكر كن،
بعد بهم بگو تقصير اينه كه من اينجورىام، بهم بگو... ... ... ... ... ...
خدايا سهراب كو؟ من، من كجام؟
خداى سبز من
خداى خوب خودم، دلخوشىمو بهم ميدى؟
اجازه بده خدا هميشه باهات باشم
فكرمو ازهرچى ديگه خالى كن.
هرجا كه هستم فكرم فقط تو،
[تمنّا] باشه؟
فكرمو ببند، بزار فقط مال تو باشه، آخه...آخه خودت كه مىدونى
پيش هر چيزى مىرم با فكرم؛ ازمون دور ميشن...! نمىدونم كى از كى دور ميشه.
خدا منو طلسم خودت كن، هر جور دوست دارى ميون مردم باشم، اون.
منو به خودم واگذار نكنىها، هيچ وقت.
از زمينىبودن كدرم، دوست دارم شفاف باشم.
اين جسم، اين جسم بزار از تو نگم، بزار برم نشو بنبستِ من
عطسه كردم
روح دَرَم دميد!
خدايا اين جسم و اين روحى كه دادى به من
نمىدونن چه جورى حرف و نيازشون رو بهت بگن
و به منومن افتادهن، كلافهن از اينكه هنوز نمىدونم
خدا خدا خُــ د ا
چقد پوست دستام خشك شده
يهو تصور كردم دوست دارم
الان تو بارون راه برم
اما مثل هميشه نيست، چرا يه جاى خالى احساس مىكنم؟!
چرا هنوز با ابروهاى گرهكرده به اين جاى خالى مىنگره فكـــــــرم؟!
خدا، من، من، خوب نيست زياد بگم من، نه؟
اصلا بهتر نيست ساكت باشم؟ احساس مىكنم نه.
خدا اين كيه در من امشب هى صدات مىزنه، خدا، خدا
-بنويس ديگه، باز بنويس
لازم تأكيد و گفتن دوباره نيست
هى اينبار با تو بودم
تو كىاى؟ كه با منى
چرا چرا
-چى؟ سكوت؟
-ها؟
-بشيم يكى -بشيم يكى
-بشيم يكى
سهراب
خدا
اسم من كجاست؟
تو؟
اينا از كجا اومدن اينجا موندن؟ منبعش گمنامـــه!!!






