تبليغاتX
بیشه‌ی نور

بیشه‌ی نور

. ... ... ... مى‌خوام پيدا كنم، ماه‌ را؛ ميان اين همه فانوس ... ... ... ...

مَحــــو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چيزهايى هَست كه نمى‌دانـــــم


كــــوچيك؟!

  • دلــــم چيزاىِ كـــوچيك ميخواد:

      يك پياله چــــاى

      يك لبخنــــد فراتر از ســـــــاده

      پُر از پل‌هاى

      ناگسستنـــــى ...

 

تهـ نهــــا

پ.ن: دارم اساسى، نه الكى، كتابِ راز رو ميخونم!!


جبران 3

جنگ

در يك شب، كه ميهمانىِ باشكوهى در قصرِ شاهزاده برپا شده بود، مردى آنجا آمد

و خود را در مقابل شاهزاده به خاك انداخت در حالى كه چشمانش بيرون پريده بود و

حدقه‌ى چشمش خالى شده بود. همه‌ى ميهمانان به او چشم دوخته بودند.


ادامه مطلب »

ووووووووووووووووووو

دلم واسه نوشتن تنگ رفته!!
اصلا بهار يعنى دل‌تنگى ، بهار يعنى نفس كم‌آوردن!
بهار يعنى سبز شدنِ ...
دلم بهار ميخاد: سبز
زبونم فرياد: ...
چشام ديدن ِ روحتو ميخواد از پنجره‌ش، يعنى چشات
گوشام ميخان مهربونى بشنون ...
دستام بالابالاها رو ميخاد و پاهام راه‌هاى نرفته‌ رو عاشقه.
اما هيچكدوم نيست، پُرم از بى‌پَرى، سركوبى خواستنى‌ها. طفلك من.
به خدا راست ميگم، جدى‌ام!
دوست دارم انقد بنويسم كه همه‌ى اينارو تو وقتى ميخونى، ببينى ... اما ...
..............ن............................ف................................س.............
... بــــى‌قرارمــــ
آيا اين حالِ مرا را مى‌شناسى؟
اگر آره، پس تجربه‌اش كرده‌اى و درك مى‌كنى!
من پُرم
اما خالى زندگى مى‌كنم
پُرم از اراده
انرژى
تصميم
ايمان
آره به خدا ايمان،
من پُرم از يك من
يك تو كامل
.................................... . . . ............................................
آهـــــــ . . . 
تا حالا نوشته‌اى، آه؟
اگر آره، پس اين حالِ مرا مى‌شناسى
و تاريخ تو هم بوده ...!
من پُرم، يا سرريز مى‌شوم يا ترك برمى‌دارم و مى‌شكنم.
نفس كم آورده‌ام، طپش‌هاى دل‌م عوض شده،
اشكام
... بغض ...
خشم تو را كم ...
هَيــــــ هيسـ‌ ـ ـ ـ
ـــــــــــــــــــــــــــــــنفســــعميقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دل‌تنگِـــ خدام
اسرا و كودكى‌هاش،
دل‌تنگِــــ دادا
سروه،
پاكى ِ مرضيه،
شادى ِ واقعى سرور!

دل‌تنگِــــ راه‌رفتن روى سبزى
دستاتو تا حدِ توان بازكردن و،
دل‌تنگِـــ فرياد‌زدن
ته­نـــهايى به حرفاى تكِـــ طبيعت گوش‌دادن و از تن‌ها رها بودن و آرامش حالى‌شدن و ... .

من دل‌تنگِـــــ اينام.
.......................................................... .

هــــــووووو نفس عميقــــــــــــــ

 


تولدت مبارك است.

به نام او

سلام نازنينم

اين سلام مخصوص توست؛ نه كسى كه اين را بخواند و
بگويد چه جمله‌هاى عاشقانه و تكرارى و حال‌ به‌هم‌زنى!
نه اصلا نمى‌گويم عاشقم. نمى‌دانم ...
و همين ندانستن يعنى شك؛ ... شك و عشق؟
من دوست‌داشتن و عشق را از هم تشخيص مى‌دهم،
بى‌معنا نمى‌نويسم، عاشقانه دوستت دارم ...!

مخاطبم تويى و حرف‌هايم 

...


ادامه مطلب »

اهالى سلام

... حرفاى ديگه‌ام بود ...
اما يادم رفت ...
آدم اينجا ...
 

فريـــــــــــــــاد

برای دانلود آهنگ در گلستانه با صدای شهرام ناظری اينجا کلیک کنید

 


شتێک وه‌کوو که‌س

شتێ ها له‌ ناو دڵما نایه‌ڵێ بچم بخه‌وم

حه‌ز ئه‌که‌م بچم بخه‌وم هیچوه‌خت

هه‌ڵنه‌سم!

شتێ ها له‌ ناو دڵما: ئه‌مگرێنێ

شتێ­تر نایه‌ڵێ به‌زۆریش بگریه‌م

که‌سێ تووڕه‌ ...

که‌سێ ئارام و گۆشه‌­گیر و فرمێسک­هه‌ڵڕێژ ...

که‌سێ بوو ... هه‌س

که‌سێ نیه‌ ... نیه‌

که‌سێ بێ­قه‌رار ، په‌رێشان


فرمێسکێ به‌ تووڕه‌یی ڕژا ...

ئه‌مانه‌ ... ئه‌مانه‌ من بوون ... منن ... من
...


روحـــِ استخوانى

حرفم‌هايم نمى‌آيند،
گير كرده‌اند، به شكلِ بُغض.
گريهـــ نيز نيستـــ
ناجوراً نفس‌ها غيرعادى شده‌اند بــــاز ...

؟.!: فَكَّم درد مى‌كند. از جويدن بغض
با دندانــِ بى‌جوانه‌ى جوانى، چه جانى بچگيــ مى‌دَرَد؟
قاروقور شكمِ روحمــــ را بشنـــو.

هَيـــــ ...


بسم ا...

عشق طالب ِ غيرممكن است
عشق مى‌گويد:
در گام نخست بايد «من» را كنار بگذارى

 
شنا را تنها با شناكردن مى‌توان آموخت؛
و عشق را تنها با عشق‌ورزيدن مى‌توان فهميد؛
نيايش را تنها با نيايش‌كردن مى‌توان دريافت.
راه ديگرى نيست.
عشق را تنها با عشق‌ورزيدن مى توان فهميد.
اين بدان معناست كه مجبورى به قلمرو ِ عشق وارد شوى
بى‌آنكه چيزى درباره‌ى آن بدانى
به همين دليل است كه عاشق‌شدن شهامت مى‌طلبد.

 
تلاش نكن كه زندگى را بفهمى،
زندگى را زندگى كن!
تلاش نكن كه عشق را بفهمى،
عاشق شو!
و چنين است كه خواهى دانست.
اين دانستن حاصل ِ تجربه‌ى توست.
اين دانستن هرگز ويرانگر ِ آن راز نيست.
هر چه بيشتر بدانى
درمى‌يابى كه هنوز چيزهاى بيشتر و بيشترى باقى است تا بدانى.

پ.ن: اگـــه خواستى ۳ حرف ِ (نظر) اول را هم بخـــــوان.


چه مى‌دانند؟ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


Weblog Themes By Pichak

موضوعات

درباره وبلاگ


"خفه"شدن در جمعِ انسان‌ها،
تنها رسالتِ اجتماعی من است.

انسان و نور؛

بیشه و اجتماع؛

این جمله ادامه دارد!!

+



...




+

هيسسـ ـ ـ ـ
...
گوش كن
...
دوباره گوش كن
...
مى‌بينى(!!!)
ميان بى‌حرفى صداها و
سه نقطه‌هايى كه مى‌ذارى
چه وسعتى هست؟!
...

+

صدايش را مى‌شنوم
در اين خلوت ِ تاريكم
كه دنيا خيال مى‌كند كر شده‌ام؛
سكوت دارد صدايم مى‌زند


احساس مى‌كنم
روزى كور خواهم شد،
و چشم‌هايم
معكوس خواهد ديد،
و همه خواهند رفت، اما من
دور خواهم شد


صدايم گوشى را آزار نخواهد داد
و ديگر حرف‌هاى مخاطبم
برايم حسرت نخواهد شد


دلتنگى ِ دلم را پُر خواهم كرد:
...
...
باران كه نبود؛
زمين ِ خيس دفترم (بيشه‌ام) را
لمس خواهم كرد،
چه پاك‌آور است نم ِ اشك‌هايم:

=

بوى خاك نيست، انگار نور
بى‌لباس ِ رنج خواهد روئيد ...!

.

پیوندهای روزانه

 کل قرآن با ترجمه  همین نزدیکی  بیشه‌ی نور   سرخوشی و عشق  لبخند  همین نزدیکی   منچستریونایتد | شیاطین سرخ